استارتاپ چیست و چگونه استارتاپ راه اندازی کنیم
استارتاپ چیست و چگونه استارتاپ راه اندازی کنیم

استارتاپ چیست ؟

شرکت نوپا یا نوآفرین یا استارتاپ (به انگلیسی: startup، کوتاه‌شدهٔ startup company) به یک شرکت یا کسب‌وکار گفته می‌شود که معمولاً به تازگی و در نتیجهٔ کارآفرینی ایجاد شده‌است، رشد سریعی دارد، و در جهت تولید راه‌حلی نوآورانه و دوام‌پذیر برای رفع یک نیاز در بازار شکل گرفته‌است.

این شرکت‌ها معمولاً مبتنی بر ایده‌هایی ریسک‌پذیر هستند که مدل کسب‌وکارشان مشخص نیست و بازار هدفشان نیز در حد فرض است. شرکت‌های نوپا می‌توانند در هر حوزه‌ای ایجاد شوند، ولی اغلب به شرکت‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و در زمینهٔ فنّاوری (تکنولوژی) فعالیت می‌کنند. شرکت‌های نوپا در دورهٔ حباب دات کام محبوب شدند.

اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد. در ادامه به توضیح استارتاپ ها از سه دیدگاه می پردازیم :

تعریف خیلی ساده یک استارتاپ: استارتاپ یک کسب و کاری است که قسمتی از آن مبتنی بر فناوری است. هر کسب و کار که بر پایه فناوری است، لزوما استارتاپ نیست، ولی همه استارتاپ‌ها به طرزی از وب، موبایل، اینترنت و تکنولوژی های جدید استفاده می‌کنند تا رشد بالایی داشته باشند و به تعداد کاربران بالایی برسند.

تنها وقتی حباب استارتاپ‌ها خواهد ترکید که چه در ایران، چه در سیلیکون ولی، مشتری‌ها از استفاده از تکنولوژی خسته بشوند. مثلا اگر یکی از مشتریان ثابت آمازون با خودش فکر کند که، نه خرید از طریق سایت آمازون همچین هم خوب نیست و ترجیح بدهد سوار ماشین شده، در ترافیک بشیند و به یک فروشگاه فیزیکی رفته و لپ تاپ جدیدش را حضوری با پول نقد بخرد. در آن حالت، احتمال سقوط استارتاپ‌ها بسیار بالا خواهد بود. در غیر این صورت به از مد افتادن این کلمه امیدوار نباشید.

توضیح قدری پیچیده تر یک استارتاپ: در کنار رشد سریع و نسبتا ارزان، امکانی که نرم افزار و فناوری به این کسب و کارها می دهد Scalabity است، که مقیاس پذیری یا گسترش پذیری ترجمه شده است. مقیاس پذیری یکی از مهمترین شرط‌های یک استارتاپ است که توضیح آن کمی سخت و به شرح زیر است:

نا متناسب بودن رشد بالای یک کسب و کار، نسبت به هزینه‌های آن، مقیاس پذیری نام دارد.

آنچه گفته شده به چه معنی است؟ یعنی اگر به فرض درآمد کسب و کار شما نسبت به سال گذشته 10 برابر شده باشد ولی هزینه هایتان ثابت مانده باشد، احتمالا به مقیاس پذیری رسیده اید.یا برعکس، اگر به فرض با 2 برابر شدن درآمد کسب و کار شما، هزینه‌هایتان نیز 2 برابر شود، این کسب و کار مقیاس پذیر نیست (حداقل در آن مقطع). توجه داشته باشید مقیاس پذیر بودن یا نبود ربطی به موفقیت کسب و کار شما ندارد و در حالت دوم سود شما نیز قاعدتا 2 برابر شده و کسب و کارتان رو به رشد و پیشرفت است. ولی مقیاس پذیر نیست.

کسب و کارهایی که مقیاس پذیر نیستند، معمولا خیلی زود به سقف میخورد. رستوران سر کوچه شما فقط ظرفیت پذیرایی از 100 نفر را دارد. اگر آن رستوران بخواهد درآمد روزانه خود را 2 برابر کند، باید یک شعبه دیگر با آشپز، میز و صندلی و گارسون جدید بزند که هزینه هایش نیز 2 برابر میشود. ولی استارتاپی مانند اینستاگرام را در نظر بگیرید که از صفر تا 30 میلیون کاربر را در 24 ماه طی کرد، ارزش یک میلیادر دلاری را از فیسبوک گرفت، ولی کلا 13 تا کارمند بیشتر نداشت. هزینه های اینستاگرام نسبت به رشد و تعداد کاربرانش بسیار ناچیز بود. یا استارتاپ واتس اپ، که 450 میلیون کاربر جذب کرده بود، به قیمت 13 میلیادر دلار فروخته شد و 50 تا کارمند بیشتر نداشت. این شرکت‌ها مقیاس پذیر‌ اند، و دقیقا ارزش بالای آنها هم بخاطر مقیاس پذیری آنها است.

نرم افزار، وب، موبایل، تکنولوژی‌های جدید خیلی می‌توانند به مقیاس پذیری کسب و کار شما کمک کنند. چون یک سایت می‌تواند در ماه اول  به 10 نفر سرویس دهد، همان سایت با سرور های قوی‌تر (که قیمت ناچیزی دارند) می‌تواند ماه بعد همان سرویس را به 10 میلیون نفر عرضه کند.

پس استارتاپ‌ها کسب و کارهایی هستند که رشد بالایی دارند و (معمولا از طریق نرم افزار و فناوری) میخواهند به مقیاس پذیری برسند.

توضیح پیچیده‌تر: حالا شاید با خودتان بگویید که چه خوب، اگر می‌شود سرویس با ارزشی ارائه کرد که با هزینه‌های ناچیز میلیون‌ها کاربر داشته باشد، چرا همه استارتاپ نمی زنند؟

چون در حال حاضر هیچ فرمول ثابتی برای راه اندازی و رشد یک سرویس استارتاپی وجود ندارد. هیچ کس نمی‌تواند به شما بگوید که اگر فلان کار را شروع کنید و کیفیت محصولتان خوب باشد، بی شک در ظرف 3 یا 4 سال می‌توانید مثل زاکربرگ دنیا را بگیرید و میلیادر شوید.

همه استارتاپ‌ها در حال جستجو برای پیدا کردن مدل تجاری ای هستند که 1) مقیاس پذیر باشد و 2) مشتریان زیادی جذب آن شود. ترکیب این 2 مورد باعث می‌شود که خیلی از استارتاپ‌ها شکست بخورند. آمار جهانی می‌گوید که از هر 100 استارتاپ 90  تا از آنها شکست می‌خورند، و از 10 تای باقی مانده فقط شاید یکی از آن‌ها به موفقیت استارتاپ‌های معروفی مثل آمازون و فیسبوک و گوگل برسند. اکثر استارتاپ ها هیچ وقت نمی‌توانند مشتریان زیادی را جذب کنند.

احتمال بالای شکست باعث شده است که استارتاپ‌ها به روش‌های چابک و ناب، بیشتر و بیشتر رو بیاورند. بجای اینکه از روز اول شرکتی ثبت کنند و سر سهم شراکت با هم دعوا کنند، یک گروه موقت تشکیل میدهند که از طریق آزمون و خطا، راه‌های مختلفی را امتحان کند. بجای اینکه 6 ماه درب اتاق خود را ببندند و کد بزنند، در ظرف 6 روز یک محصول اولیه ای به تعدادی مشتری عرضه میکنند تا ارزش‌های محصول خود را با توجه به بازخورد مشتریان بسنجند. بجای اینکه طرح تجاری 100 صفحه‌ای تالیف کنند و سعی کنند پنج سال آینده را پیش بینی کنند، در 10 ساعت مدل تجاری خود را بر روی بوم کسب و کار پیاده می کنند و قدم به قدم با مصاحبه با مشتریان اولیه خود، به اعتبارسنجی فرضیات کسب و کارشان می پردازند. استارتاپ‌ها لازم است با برداشتن قدم‌های کوچک‌تر، حساب شده‌تر و با ریسک پایین‌تر جلو بروند.

مراحل راه اندازی یک استارتاپ

مراحل راه اندازی یک استارتاپ :

  • حل کردن یک مشکل واقعی

برای اینکه یک محصول موفق شود، باید نیازی را پیدا کند که تا به حال در یک بازار برآورده نشده یا بازاری پیدا کند که قبلاً کشف نشده بوده است. باید مردم را متقاعد کند تا با درآمدی که به سختی آن را به دست آورده اند مشارکت کرده و محصول استارتاپشان را خریداری کنند چرا که باور دارند این محصول زندگی آن‌ها را بهبود خواهد بخشید.

 اما کارآفرین‌ها و نوآوران درست در جایی مرتکب اشتباه می‌شوند که به ایده‌ای می‌رسند و بعد سعی می‌کنند آن را به زور در بازار بچپانند. هرچقدر هم این ایده جذاب و تازه باشد، اگر در خدمت تأمین نیاز یا تسکین دردی از مخاطب هدف خود قرار نگیرد، احتمالاً به موفقیت زیادی دست پیدا نخواهد کرد.

 وقتی به محصولات شکست‌خورده‌ای فکر می‌کنیم که تمام انرژی شرکتی را به خود معطوف ساخته و درنهایت زمین خورده‌اند، می‌بینیم که حتی بزرگترین شرکت‌های بین‌المللی هم می‌توانند اشتباه کنند. برای مثال چند محصول شکست‌خورده‌ی گوگل از  جمله Google Wave تا Google Video Player را در نظر بگیرید. هریک از این محصولات با یک هدف بنا شده‌اند که به‌طور نظری یک ایده‌ی خوب است، اما درنهایت به دلایلی (از قبیل تکثیر محصولات موجود بدون ارتقای آن‌ها، دشواری به‌کارگیری محصول و …) شکست سختی خورده‌اند که همه‌ی دلایل در یک چیز خلاصه می‌شوند: اینکه این محصولات چیزی نبوده‌اند که مصرف‌کننده می‌خواسته یا نیاز داشته است.

عوامل موثر در رفتار مصرف کننده را بشناسید !! اشتباه احتمالی دیگر، بازماندن از اصل مطلب و وفق دادن خود با مطالبات در حال تغییر بازار است. درحال‌حاضر، وجود فن‌آوری، بروز تغییرات را با سرعتی بیش از همیشه میسر می‌سازد، و کسب و کارها اگر می‌خواهند از کهنه شدن در امان بمانند باید از تغییراتی که در راه است آگاه باشند.

موفقیت به کمی خوش‌شانسی نیاز دارد، اما به دانستن اینکه بازار محصولتان کجاست هم نیازمند است، و اینکه بازار دارد به کجا می‌رود. خیلی بهتر است به جای اینکه اجازه دهید باورهایتان، پیش‌فرض‌هایی درمورد خواسته‌های مردم را به شما دیکته کنند، نسبت به آنچه مشتریان احتمالیتان در زمان حال و آینده می‌خواهند ایده‌ای داشته باشید.

 ازاین‌رو، قبل از صرف ساعت‌ها وقت و هزینه برای یک پروژه، تشخیص دهید که این پروژه چه مشکلی را حل می‌کند و آیا بازار آن مدت زیادی دوام خواهد آورد یا خیر. اگر افرادی را در این صنعت می‌شناسید، نظرشان را بخواهید. و مهم‌تر از همه این که، با مشتریان احتمالی صحبت کنید. درمورد گرایشات بازار و مقصد این صنعت، تحقیقات خود را انجام دهید. وقتی به این نتیجه رسیدید که حالا و در درازمدت می‌توانید مشکلی را برای مشتریان حل کنید، با اطمینان از قرار گرفتن در مسیر درست می‌توانید از تلاش کردن برای فروش محصولتان احساس آرامش کنید.

  • مدیریت صحیح و قدرتمند

داشتن یک ایده‌ی جدید و نوآورانه نقطه‌ی شروع هر کسب و کاری است، اما میان داشتن یک ایده‌ی خوب و یک کسب و کار موفق، فرسنگ‌ها فاصله وجود دارد. برای بیشتر ما، آزمودن ایده‌ها و تحقق بخشیدن به آن‌ها، به کار و تلاش بسیاری نیاز دارد، حتی برای افراد بااستعدادی که خلاقیت زیادی دارند نیز تلاش زیادی لازم است تا شرکتی حول یک محصول ساخته شود. استخدام، مدیریت، بازاریابی، و توسعه‌ی کسب و کار همگی چیزهایی هستند که ظاهراً توجه شما را به هزاران جهت جلب، و از مفهوم اصلی که با آن کارتان را شروع کرده‌اید پرت می‌کنند.

نکته‌ای که افراد موفق را از آن‌هایی که در نهایت شکست می‌خورند متمایز می‌کند، اخلاق کاری جدی همراه با دقتی منحصربه‌فرد است. یک کارآفرین معمولی و متوسط، یا هر فرد متوسطی که به هر کاری مشغول است، احتمالاً فکر می‌کند نهایت تلاش خود را به کار بسته است. چیزی که این افراد را از رهبران و کارآفرینانی متمایز می‌کند که به بزرگ‌ترین موفقیت‌ها دست یافته‌اند، کمی زیاده‌خواهی است که آن‌ها را مجبور می‌کند ساعت‌ها اضافه‌کاری کرده و خودشان را جلوتر از بقیه بکشانند. این زیاده‌خواهی در برخی افراد به شکل نیازی مبرم به موفقیت و کامیابی درمی‌آید، و در برخی دیگر، به شکل احساس ترس شدید از شکست یا ترکیبی از هر دو مورد مذکور.

  • راه اندازی و تشکیل تیم

شما به­ عنوان یک کارآفرین، همانند ناخدای کشتی رهبر و پیش­برنده‌­ی پروژه‌­ی خود هستید. اما هر کشتی که قرار است به مقصدش برسد به خدمه­‌ی خوب هم نیاز دارد، و کارآفرینی که می­‌خواهد کسب­ و کار خود را گسترش بدهد، باید افرادی را پیدا کند که در انجام این کار او را یاری کنند.

تشکیل دادن یک تیم مناسب برای کسب ­و کار می‌­تواند چالش­‌های مختلفی را به وجود آورد، همان­طور که هر موقعیت دیگری که بخواهید در آن اشخاص و افکار متفاوت را نظم بدهید، چالش­ برانگیز خواهد بود. همواره احتمال بروز تعارض و رقابت وجود دارد، و این درگیری احتمالی می­‌تواند درصورت درست مدیریت نشدن، کار شما را از ریل خارج کند. اما تیمی که با ترکیب درست شکل گرفته باشد می­‌تواند موفقیت و شکست شرکت را تعیین کند.

هنگام استخدام کارکنان احتمالی، بهتر است که شخصیت آن‌ها را در کنار مهارت­‌ها و تجربه‌­شان در نظر بگیرید. برخی ممکن است تمام مهارت‌­ها و تجربه­‌ای را که برای ایفای یک نقش آرزو می­‌کردید داشته باشند، اما تناسبی با فرهنگ شرکتتان نداشته باشند. قطعاً توانایی مهم است، اما بهترین تیم‌­ها آن‌هایی هستند که با هم خوب کار می‌­کنند تا یک هدف جمعی را تحقق بخشند.

به­ عنوان رهبر تیم، برعهده‌­ی شماست که برای تیمتان، اهداف و مقاصد و انتظارت فعلی خود را روشن کنید و به آن‌ها بفهمانید که این موارد ممکن است در آینده تغییر کنند. اگر ایده­‌ها و فرآیند فکری پشت آن را به تیم خود منتقل نکنید، نباید از آن‌ها انتظار درک اصول یادشده را داشته باشید، و اگر جهت حرکت آن‌ها را در ابتدای مسیر تعیین نکرده باشید نباید از گمراه شدنشان دلخور شوید.

  • پیدا کردن مشاور

پیدا کردن منتور های مناسب می‌تواند یک چالش به نظر برسد؛ بسیاری از ما دوست نداریم برای شروع کارمان از دیگران درخواست کمک کنیم و درخواست از کسی برای حضور در هیئت مشاوره یا گوش دادن به مشکلات و شکایت‌هایتان شاید درخواست بزرگی به نظر برسد. اما مشاوران و منتورها اغلب تمایل به ارائه‌ی کمک و تخصص خود به دیگران دارند چرا که خودشان زمانی افرادی را داشته‌اند که مایل بودند همین کار را برای آنها انجام بدهند. و داشتن مشاورانی در کنار خود از همان ابتدای کار، کلید جلوگیری از بروز مشکلات و حفظ سلامت روانی شماست.

اگر کارآفرینی هستید که به خاطر اینکه به‌تنهایی در صدر هرم سازمانی نشسته‌اید، همه‌چیز را به‌تنهایی بر دوش می‌کشید و کسی را ندارید که تصمیمات و مشکلات سطح بالا را با او در میان بگذارید، این مشکلات می‌توانند به تصمیمات کوته‌بینانه‌ای منجر شوند. داشتن نظرات و دیدگاه‌های مشاوران و مربیان می‌تواند در عین‌حال که شما تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی هستید، اطلاعات بیشتر و دیدگاه‌های متفاوتی را برای تصمیم‌گیری آگاهانه در اختیارتان بگذارد.

آنچه منتور‌‌ها سر میز می‌آورند، تجربه‌ی خود آن‌ها و درس‌هایی است که در مراحل ابتدایی کارآفرینی گرفته‌اند. شما می‌توانید این آگاهی و تجربه را فراگرفته و از ارتکاب همان اشتباهات اجتناب کنید بدون اینکه هزینه‌ای را متحمل شوید. یافتن مشاوران و مربیانی متعلق به حیطه‌ی کاری خودتان عالی است، اما داشتن پایگاه گسترده‌ای از مشاوران متعلق به حوزه‌های مختلف می‌تواند آگاهی‌های ارزشمند دیگری را هم به شما بدهد. علاوه‌براین، دیدگاه بیرونی جدید حتی شاید در بررسی چالش‌ها و بازبینی وضعیت فعلی این صنعت به درد بخورد.

  • برنامه ریزی ، نظم کاری و راه اندازی واحد تجاری

داشتن یک فرهنگ قوی و مثبت در تیم می‌تواند هنگام استخدام نیرو به شما کمک کند. بهترین و با استعداد‌ترین افراد، پیشنهادات شغلی بسیاری دارند. اما کارمندان هنگام درخواست دادن برای شغل و گرفتن آن، بیش از پیش چیزهایی مثل کیفیت زندگی و شرح وظایف خود در شرکت را در نظر می‌گیرند، به علاوه کارمندان خوشحالی که آن فرهنگ مثبت را از قبل دارند، در روند استخدام شدن جلو می‌افتند، به خصوص اگر نمی‌توانید نسبت به دیگران در این صنعت، دستمزد بالاتری پیشنهاد دهید.

راه اندازی واحد تجاری ، یکی از مهم‌ترین قدم‌هایی است که می‌توانید در آغاز کسب و کارتان بردارید. یک نهاد تجاری، تضمینی برای موفقیت یا حتی بیمه‌ای درمقابل شکست نیست، اما اگر می‌خواهید درمقابل هر نوع مشکل مالیِ احتمالی در معاملات کاری از خود و خانواده‌تان محافظت کنید، عنصر مهمی محسوب می‌شود، و به سرمایه گذاران و شرکای احتمالی نشان می‌دهد که شما نسبت به آینده‌ی کسب و کارتان مسئول و جدّی هستید.

از دیگر موارد مهمی که در ابتدای راه اندازی باید در نظر داشته باشید ، داشتن قراردادهای مکتوب مانند قرارداد کاری ، پیمانکاری ، استخدامی ، همکاری و توافق نامه های کاری است . فارغ از اینکه با طرف قراردادتان چه نسبتی دارید، باید با هرکسی که قصد همکاری با او را دارید، هم در داخل و هم در خارج از شرکت، قرارداد داشته باشید. قراردادها و توافق‌ها سند جدایی‌ ناپذیر همکاری‌ها و شراکت‌های مختلف شما بوده و هم شما و هم طرف دیگر را از بحث بر سر بندهای قرارداد باز خواهد داشت.

  • ثبت ایده ، برنامه ریزی

صحبت کردن درمورد ایده‌هایتان در محیط عمومی، هزینه‌ی تلاش برای انجام کسب و کار است، اما اگر مراقب نحوه‌ی حفاظت از حساس‌ترین جزئیات کاری خود نباشید، می‌تواند خطرناک باشد. آگاهی اجمالی از تاریخچه‌ی کارآفرینی به ما می‌گوید که برای عده‌ای معمول است که به خاطر منافع خودشان، از جزئیات خاص کار شخص دیگری کپی‌برداری کنند.بنابراین برداشتن چند قدم کوچک برای حفظ اسرارتان می‌تواند به اطمینان از اینکه نبوغتان فقط به خودتان تعلق خواهد داشت، کمک کند.

متأسفانه، اکثر افراد به نحوه‌ی حفاظت از این دارایی فکری باارزش توجه کافی ندارند، به‌خصوص به این خاطر که درگیر اقدامات بعدی خود برای استخدام، رشد، و سرمایه گذاری هستند. حفاظت از دارایی فکری شاید جذاب‌ترین بخش راه اندازی یک استارت آپ نباشد، اما می‌تواند با توجه به محوریت آن در ارزش هر کسب و کاری، مهم‌ترین بخش محسوب شود. کمی وقت گذاشتن برای توجه به چیزی که ساخته‌اید و نحوه‌ی حفاظت از آن می‌تواند در دراز مدت سود سهامتان را پرداخت کند.

شور و اشتیاق شما پس از راه اندازی استارتاپ شما را تا اینجا کشانده است، اما چه اتفاقی می‌افتد که از مسیر خود منحرف شده و اداره‌ی روزانه‌ی شرکت برایتان پیچیده می‌شود؟ در کسب و کار هم مثل زندگی، ممکن است مسائلی پیش بیاید که ما را از اهداف بزرگ و کوچکمان منحرف کنند، تا جایی که ناگهان می‌بینیم از هدف اصلیمان فاصله‌ی زیادی گرفته‌ایم. داشتن برنامه و نقشه‌ای که مرتباً در هر مرحله از کار به آن مراجعه کنید، کمکتان خواهد کرد تا در همان مسیری که از ابتدا برای دستیابی به اهداف موردنظرتان تعیین کرده‌اید، حرکت کنید.

  • رقابت ، نقشه راه و تولید محتوا

رقابت معیار در اختیارتان می‌گذارد تا در مقایسه با آن، شرکت و محصولتان را ارزیابی کنید. می‌توانید ببینید که آنها در فروش و بازاریابی چه کار مثبتی انجام داده‌اند ، یا چه شیوه‌ها و اقداماتی برایشان موفق عمل کرده است و بعد این یافته‌ها را با وضعیت شرکت خودتان مقایسه کنید تا بفهمید چطور باید پیشرفت کنید. (منظورم این نیست که می‌بایست آنچه رقیبتان انجام می‌دهد را کپی کنید.) به‌همین‌ شکل، می‌توانید نقاط ضعف آنها را نیز بفهمید، و اینکه کجا می‌توانید از این ضعف‌ها و نواقص به نفع خودتان بهره گیرید. هیچ‌کس نمی تواند محصولی بسازد که تمام نیازها را برآورده ساخته یا تمام بخش‌های بازار را راضی کند، پس ببینید چه فرصت‌های بکری برای شرکت شما وجود دارد.

بعد از بحث رقابت یکی از مهمترین مباحث در این مرحله داشتن یک نقشه راه است . تهیه‌ی نقشه‌ی راه به معنای تعریف اهداف سطح بالایی است که آرزو دارید با شرکت خود به آنها برسید، اما تحقق آن اهداف به یک سند مکتوب نیاز دارد. این نقشه‌ی راه، طرح ملموسی است که کار سخت و فداکاری لازم برای تحقق اهداف متعالی تعیین‌شده در برنامه‌ی شما را نشان می‌دهد. این طرح که پروژه‌ و اقدامات بزرگ و کوچک لازم برای برآورده ساختن اهدافتان را دربردارد، شروع تحقق یافتن ایده هایتان است، اما تهیه و تنظیم نقشه‌ی راه نیازمند کار مجزایی است تا موفقیت تضمین شود.

آغاز کردن یک نقشه‌ی راه به معنای دریافتن چیستی اهدافتان، نحوه‌ی دستیابی به آنها، و زمانی است که باید آنها را به انجام برسانید. نقشه‌ی شما نباید روی وجود توسعه‌دهندگان و کارمندانی حساب کند که 18 ساعت در روز کار می‌کنند، هرچند با بروز مشکلات و تأخیرها احتمالاً اضافه‌کاری لازم خواهد بود. و شما باید نسبت به آنچه دست‌یافتنی است واقع‌بین باشید، به‌خصوص اگر با گروه کوچک‌تری کار می‌کنید. آن محصول بی‌نقصی که در ذهنتان است، شاید بدون داشتن منابع و نیروی کاری که فعلاً در اختیار ندارید، دست‌نیافتنی باشد.

تولید محتوا نیز از اصول حیاتی است ، کار دشوار توسعه دادن کسب و کارتان با تولید محصول و جذب سرمایه متوقف نمی‌شود. این کافی نیست که محصولی را به بازار عرضه کرده و امیدوار باشید مشتریان آن را پیدا کنند؛ بازاریابی بخش بسیار مهمی از هر شرکت مردمی است، و امروزه محتوا سهم زیادی در این بازاریابی دارد. روزهایی که آگهی‌های چاپ‌شده یا دیجیتال برای جذب مشتری کافی بود دیگر گذشته است. برای رسیدن به رقبایتان باید برای مخاطبین هدف خود محتوایی تولید کنید که حاضر باشند آن را خوانده و نگاه یا گوش کنند تا بتوانید برند خود را ساخته و با مشتریان ارتباط برقرار کنید.

  • روابط کاری و جذب سرمایه

برای دستیابی به موفقیت در استارتاپ راه درازی باید بروید، و در این سفر، با افرادی ملاقات می‌کنید که در مسیر کمکتان خواهند کرد. برقراری ارتباط، مختص ما انسان‌هاست، و این اقدامی حیاتی است که نه تنها به‌عنوان کارآفرین، بلکه در زندگی شخصی خودمان هم انجام می‌دهیم. حتی در محیط کسب و کار مدرن، که همه‌چیز نشأت‌ گرفته از فن‌آوری و اینترنت اشیا است، درنهایت انسان‌ها در پشت کیبورد بوده و نهایتاً آنها هستند که شرکت شما را به جایی رسانده یا زمین می‌زنند. وقتی برای رشد و توسعه‌ی کسب‌وکار خود کار می‌کنید، نباید اهمیت نقش روابط انسانی در رسیدن به مقصدتان را فراموش کنید.

برقراری ارتباط با دیگر کارآفرینان و حضور افرادی که جان کندن هر روزه‌ در دنیای استارت آپ را می‌فهمند، به‌عنوان مربی یا دوست، راه نجاتی برای خروج از مشکلات و ناکامی‌ها پیش رویتان می‌گذارد. آنها نه تنها سنگ صبورتان می‌شوند، بلکه می‌توانند درصورت لزوم درباره‌ی مسائلی که پیش می‌آید، به شما مشورت بدهند. داشتن دیدگاه شخص دیگری که خودش مشکل خاصی را از سر گذرانده یا به اندازه‌ی کافی از آن دور هست که بتواند دیدگاه تازه‌ای ارائه دهد، بسیار گران بهاست و همین شبکه در دیگر برهه‌هایی که به کمک نیاز دارید هم می‌تواند شما را به هر نحو ممکن یاری کند.

شراکت یکی از مهم‌ترین راه‌های سودآور برای کسب و کار شماست.  محصول شما هرچه‌قدر هم که عالی باشد، احتمالاً تمام نیازهای مشتریانتان را برآورده نخواهد کرد، یا فروش و بازاریابی شما شاید نتواند آن تعداد مشتریان احتمالی را که می‌خواهید جذب کند. شراکت شرکت‌هایی که محصولات مکمل یکدیگر دارند، باعث می‌شود که آنها به یکدیگر کمک کرده و محصولات بیشتری را به مشتریان عرضه کنند تا خودشان را از رقبایشان متمایز سازند.

ممکن است هنگام ملاقات با افراد مهم عده ای هم به شما پیشنهاد سرمایه گذاری بدهند ، جذب سرمایه یکی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین کارهایی است که در جریان اداره‌ی کسب و کار خود با آن مواجه خواهید شد. به ندرت پیش می‌آید که سرمایه گذاران صف بکشند تا هرچه را که یک استارت آپ می‌خواهد در اختیارش بگذارند، پس گرفتن پول نیازمند کار سخت، پشتکار، و از همه مهم‌تر، صبر است. هیچ‌کس از فرآیند تکمیل اسلایدها و ارائه‌ی آن لذت نمی‌برد، پس قابل درک است که با طولانی‌تر شدن این روند، از آن ناامید شوید. اما صبور و سخت‌کوش بودن و هماهنگ کردن شرکتتان با سرمایه‌گذارِ درست، برای آینده‌ی کسب و کار شما بسیار مهم بوده، و درنهایت ارزش صبر کردن را دارد.

وقتی درمقابل سرمایه گذاران خطرپذیر قرار می‌گیرید، باید بدانید که در مورد شرکت و محصول خود قرار است چه چیزی ارائه کنید. «نحوه‌ی کار» محصولتان مهم است، اما سرمایه‌گذاران بیشتر مایلند درباره‌ی چشم‌انداز آینده‌ی شرکت شما و نحوه‌ی رشد و نمو آن بدانند. بخشی از آمادگی شما برای جذب سرمایه می‌بایست شامل ترسیم نقشه‌ای از تمام قدم‌های آینده‌ی شرکتتان و اهداف واقع‌بینانه‌ای باشد که برای رشد و پیشرفت آن در ذهن دارید. درعین‌حال که اطمینان به کسب و کارتان خوب است، تلاش برای بزرگنمایی‌اش می‌تواند ارائه‌ی شما را از مسیر خود منحرف کرده و به گزافه‌گویی و توهم تبدیل کند.

راه های جذب سرمایه گذار استارتاپ

راه های جذب سرمایه گذار

پس انداز و تامین سرمایه شخصی

از پس اندازتان استفاده کنید یا تا زمانی که به تامین سرمایه خارجی دست نیافته‌اید، کار روزانه خود را حفظ کنید و بخشی از دستمزدتان را برای تامین مالی استارتاپ خود بکار ببرید.

هشدار: همه پس اندازتان را وارد کار نکنید، مقداری از آن را برای وضعیت‌های اضطراری نگاه دارید.

تامین مالی جمعی

تامین مالی جمعی راهی عالی برای تمرین ارائه خودتان، شناخت مخاطبان و شناساندن محصول تان است. در صورتی که در تامین مالی جمعی موفق باشید، پیش از آنکه لازم باشد سرمایه گذاران آینده را به سرمایه‌گذاری متقاعد کنید، خود را به عنوان یک محصول پذیرفتی در بازار به اثبات رسانده‌اید.

هشدار: موفقیت دیگران گمراه‌تان نکند. قرار نیست مثل برخی کمپین‌های موفق تا 500 برابر بیشتر از هدفی که تعیین کرده‌اید، جذب سرمایه کنید. از آنجا که آماده و اجرا کردن کمپین‌ ماه ها طول می کشد، می‌تواند برنامه زمانی شما را به هم بزند.

خانواده و دوستان

بدون حمایت خانواده و دوستان، سرمایه‌گذاران خطرپذیر هم ریسک نخواهند کرد. اگر خانواده و دوستان به اندازه‌ی کافی نسبت به توانمندی ایده‌ی شما در بازپرداخت وجه، اطمینان نداشته باشند، چرا سرمایه‌گذاران خطرپذیر باید داشته باشند؟

هشدار: از کسانی که ظرفیت از دست دادن پولشان را ندارند درخواست قرض دادن پول نکنید. پولی که از افراد می‌گیرید را به طور حقوقی ثبت کنید تا هر کسی نسبت به تعهدات آگاه باشد. (آیا به آن‌ها سود خواهید داد؟ آیا سهام می‌خواهند؟ چه زمانی توقع بازپرداخت دارند؟)

وام‌دهندگان سنتی

آماده گسترش کسب و کارتان هستید اما قادر به تامین سرمایه‌ی بیشتر نیستید. با درک مناسبی از ریسک کسب و کارتان، ارزش آن  و مدل درآمدی مشخص به نزد بانک‌ها بروید.

هشدار: بانک ها وام‌دهنده هستند نه سرمایه‌گذار. کسب و کار شما باید به مرحله‌ای رسیده باشد که آن‌ها بتوانند عملکردش را ارزیابی کنند و بر اساس آن به شما اعتبار تخصیص دهند.

سرمایه‌گذاران فرشته

این سرمایه‌گذاران از کسب و کارها در ازای سهامی که دریافت می‌کنند، حمایت می‌کنند. آن‌ها اغلب با یکدیگر یک شبکه می‌سازند و علاوه بر تجمیع منابع به ارائه مشاوره به شرکت‌هایی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند می‌پردازند.

مراکز رشد

بعضی از مراکز رشد در سرمایه‌گذاری مشارکت می‌کنند و نیروی حمایتی در حوزه‌های جذب سرمایه، بازاریابی، فروش و استراتژی، به اضافه‌ی شبکه‌ای از متخصصین را در اختیارتان قرار می‌دهند.

هشدار: چون آن‌ها در موفقیت شما سهیم هستند، افراد مرکز رشد در تصمیم‌گیری‌های شما داخل می‌شوند و همیشه این امکان وجود داره که با دیدگاه شما مخالف باشند.

سرمایه‌گذاران خطرپذیر

سرمایه‌گذاران خطرپذیر در مراحل اولیه یا رشد در ازای دریافت سهام اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنند. بسیاری از سرمایه‌گذاران خطرپذیر، نیروهای متخصصی برای ارائه‌ی راهنمایی به کسب و کارهایشان مورد سرمایه‌گذاریشان در اختیار دارند تا مسیر رشد آن را تضمین کنند. در صورتی که تجربه زیادی در راه‌اندازی کسب وکار ندارید این مورد کمک کننده خواهد بود.

هشدار: با توجه به این که سهامدار هستند به اظهار نظر خواهند پرداخت. سرمایه‌گذاران خطرپذیر ممکن است که بخواهند عضوی از تیم شان را به رده‌ی بالای مدیریتی شما وارد کنند یا بر تصمیمات کلان شما نظارت داشته باشند.

استارتاپ های موفق ایرانی

استارتاپ های موفق ایرانی در چه زمینه ای فعالیت داشته اند  ؟

  • فروشگاه اینترنتی

فروشگاههای خرده فروشی اینترنتی بزرگی در کشور راه اندازی شده است ، اغلب فروشگاه های اینترنتی راه اندازی شده انواع کالای دیجیتال ، لوازم منزل ، خواروبار ، لوازم آرایشی و بهداشتی ، قطعات و ابزار آلات را به فروش می رسانند . وجه تمایز این فروشگاه ها با بقیه در گارانتی کالا ، ضمانت تعویض و پس گرفتن کالای فروخته شده و ارائه کالاهای اصلی می باشد . از نمونه های موفق انجام شده می توان به دیجی کالا و بامیلو اشاره نمود .

دیجی کالا بزرگترین شرکت خرده فروشی صورت اینترنتی در ایران است که در سال ۲۰۰۶ راه اندازی گردید. امروزه دیجی کالا، پربازدید ترین سایت در خاورمیانه و بزرگترین سایت فروش محصولات دیجیتالی و الکترونیکی در ایران می باشد . از تاسیس دی جی کالا تا به امروز نزدیک به ۱۱ سال می گذرد و در حال حاضر این سایت از نظر موسسات تعیین سطح خارجی با ارزش ۱۵۰ میلیون دلار بزرگترین استارتاپ ایرانی لقب گرفته است.

بامیلو در دسامبر ۲۰۱۳ تأسیس شد و در ماه ژوئیه سال ۲۰۱۴ توسط رامتین منزهیان آلمانی-ایرانی با درجه کسب و کار و اقتصاد و تجربه کاری قبلی در شرکت‌های مشاوره و سرمایه‌گذاری بانکی، راه اندازی شد. فروشگاه اینترنتی بامیلو bamilo پس از دیجی کالا دومین فروشگاه اینترنتی پربازدید در ایران است.

  • اپلیکیشن مارکت ها

فروشگاه های ارائه اپ های موبایل در سراسر دنیا در حال گسترش هستند ، با محدودیت های ایجاد شده توسط شرکت گوگل و اپل برای دسترسی کاربران ایرانی به برنامه های قرار داده شده در فروشگاه گوگل (گوگل پلی) و اپ استور ، برنامه نویسان به فکر ایجاد یک سیستم کاملا بومی نموده تا این خلا رو پر کنند ، کافه بازار و چارخونه ایرانسل از نمونه های موفق اپ مارکت ها هستند .

کافه بازار بزرگترین بازار انواع اپلیکیشن های گوشی های هوشمند در ایران می باشد. موسسان این استارتاپ توانسته اند میلیون ها کاربر، تبلیغات کنندگان اینرنتی و برنامه نویسان گوشی های هوشمند را از طریق بسترهایی مانند آپ استور بازار به یکدیگر متصل نمایند.

چارخونه، فروشگاه اپلیکیشن‌های اندرویدی است که از طریق آن می‌توانید اپلیکیشن‌های مورد نیاز خود را به صورت امن دانلود کنید. این اپلیکیشن‌ها در حوزه‌هایی مانند بازی، موسیقی، فیلم، کتاب، روزنامه، مجله و تلویزیون اینترنتی هستند. برخی از این اپلیکیشن‌ها رایگان و برخی دیگر پولی هستند. شما می‌توانید اپلیکیشن‌های پولی را از طریق شارژ ایرانسل، درگاه بانکی، اشتراک یا به صورت نسیه خریداری کنید.

ایده راه اندازی تاکسی های آنلاین را اولین بار شرکت Uber مطرح نمود ، این شرکت توانست با داشتن یک اپلیکیشن موبایل، افرادی که تمایل دارند تا به عنوان تاکسی فعالیت کنند را جذب کرده و با آنها همکاری داشته باشد. از طرفی با ارائه خدماتی با کیفیت بالا و پشتیبانی قوی به همراه هزینه پایین، مشتریان زیادی را به خود جذب نماید. از نمونه های موفق اجرا شده تاکسی آنلاین در کشور می توان به اسنپ و تپسی اشاره نمود .

اسنپ در سال ۱۳۹۳ توسط شهرام شاهکار، یک دانشجوی مهندسی برق دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان اولین استارت آپ ایرانی در زمینه ی حمل و نقل عمومی تاسیس شد. اپلیکیشنی که این دانشجو آن را معرفی کرد، تنها سه سال بعد، چندین میلیون یورو سرمایه از سوی یک شرکت بین المللی جذب کرد! اسنپ، اولین و بزرگترین شرکت نرم افزاری درخواست خودرو در ایران، در سال ۱۳۹۵ معادل ۲۰ میلیون یورو سرمایه از MTN دریافت کرد. جالب است بدانید که اسنپ از سال ۱۳۹۳ تاکنون با میانگین رشد ماهیانه ۱۰۰ درصدی توانسته به یکی از بازیگران اصلی تجارت ‌الکترونیک در ایران تبدیل شود. این اپلیکیشن ده ها هزار کاربر به‌عنوان راننده و صدها هزار کاربر به‌عنوان مسافر دارد.

پدیدآورنده استارت تپسی آپ میلاد منشی پور نام دارد. میلاد در دانشگاه تهران مهندسی مکانیک خواند و سپس به فرانسه رفت و از مدرسه عالی مدیریت پاریس (HEC) در رشته MBA فارغ‌التحصیل شد. او ده سال تجربه‌ی کار و مدیریت در شرکت‌های معتبر بین‌الملی نظیر Boston Consulting Group و Bain & Company را دارد. میلاد در این شرکت‌ها مدیر پروژه بود و به کمپانی‌هایی نظیر مایکروسافت (Microsoft)، دِل (Dell) و شرکت‌های خدمات مالی مشاوره داده است. او برای تدریس دوره‌ای کوتاه‌مدت در حوزه‌ی استراتژی و مشاوره در دانشگاه شریف، به ایران آمد و فضای کسب‌وکار ایران را در حوزه‌یIT مساعد یافت. در سال ۱۳۹۵ از کانادا به ایران بازگشت و تپسی را در همین سال راه‌اندازی کرد.

  • اشتراک گذاری ویدئو

سیستم های اشتراک گذاری ویدئو در سراسر دنیا همواره برای کاربران جذاب بوده است . از نمونه موفق جهانی می توان به یوتیوب اشاره نمود که میلیون کاربر در سراسر دنیا دارد . پس از فیلتر شدن سایت یوتیوب در ایران ، برنامه نویسان به فکر ایجاد یک سایت بومی جهت جایگزینی در داخل کشور افتادند . آپارات نمونه موفق بومی یوتیوب بوده که با استقبال خوب کاربران مواجه شد و خلا یوتیوب را در کشور بخوبی پر نمود .آپارات این سایت در سال ۸۰ تاسیس شد و در سال ۹۳ پس از تاسیس حساب کاربری رئیس جمهور در این سایت، آپارات رسما وارد دنیای پخش ویدیوی آنلاین شد. سایت آپارات از سایت های زیر مجموعه ی شرکت صبا ایده است، این شرکت مالک سایت هایی نظیر میهن بلاگ و سایت تبلیغات کلیکی صبا ویژه نیز می باشد.

از نمونه های موفق دیگر می توان به نماوا ، نمایش و لنز اشاره نمود که با دریافت حق اشتراک ماهیانه می توان از خدمات آن استفاده نمود .

  • اپلیکیشن های سفارش غذا

اپلیکیشن های سفارش غذا را می توان جذاب ترین استارتاپ  ایرانی نام برد . ایده این استارت آپ سرویس دلیوری غذا در کمترین زمان است. این اپلیکیشن ها بر حسب موقعیت جغرافیایی، تمامی رستوران های طرف قرارداد خود را به شما نمایش می‌دهد. بدین ترتیب، شما می‌توانید از رستوران مورد نظر، غذای مورد علاقه خود را سفارش داده و پرداخت آن را به صورت آنلاین انجام دهید.

از نمونه های موفق انجام شده می توان به اسنپ فود ، چنگال ، چلیوری و ریحون اشاره نمود .

  • اپلیکیشن های گردشگری

اپلیکیشن های خرید بلیط ، رزرو تور ، رزرو هتل و اقامتگاه در ایران بسیار پرطرفدار است . سهولت در خرید بلیط هواپیما ، قطار و اتوبوس ، رزرو سریع و آسان هتل و مراکز اقامتی باعث ایجاد محبوبیت این اپلیکیشن ها شده است . از نمونه های موفق ایرانی می توان به علی بابا در زمینه خرید بلیط و اسنپ تریپ در زمینه رزرو هتل اشاره نمود .

علی بابا باسابقه‌ترین، بزرگ‌ترین و معتبرترین سامانه‌ی خرید اینترنتی بلیط هواپیما و قطار است. علی بابا نه تنها تمامی پروازهای ثبت شده در سیستم پروازهای بین‌المللی را که از مبدا یا مقصد تهران انجام می‌شود برای شما جستجو می‌کند، بلکه این جستجو را برای تمامی مقاصد پروازی و ایرلاین‌های خارجی که امکان خرید آنلاین بلیط آنها موجود است انجام می‌دهد.  همچنین برای خرید بلیط چارتر، علی بابا مطمئن‌ترین گزینه است، چرا که استرداد آنلاین پروازهای کنسل شده را تضمین می‌کند.

  • خرید و فروش کالا و ارائه خدمات

سایت های خرید و فروش کالای نو و دست دوم  در سراسر دنیا جذاب بوده است و طرقداران زیادی را به سمت خود جذب نموده است . در ج آگهی رایگان برای خرید و فروش ، درج آگهی استخدام ، درج آگهی ارائه خدمات مشاغل خانگی و ... از جذاب ترین بخش های این سایت ها می باشد . از نمونه های موفق ایرانی می توان به دیوار و شیپور اشاره نمود .

دیوار از محبوبترین و معروفترین استارتاپ های ایرانی به حساب می‌آید. قطعا برای شما هم پیش آمده که بخواهید وسیله‌ای را به صورت دست دوم خریداری نمایید یا وسایلتان را که دیگر برای شما کارایی‌ای ندارد به فروش برسانید. این سایت یک سایت فروش محصولات دست دوم می باشد و کابران می‌توانند ابزار، لوازم و وسایلی که به آنها نیازی ندارند در این سایت به فروش برسانند. درج آگهی در این سایت هزینه ای ندارد ولی پس از مدتی که از ثبت آگهی شما میگذرد به دلیل اینکه ممکن است آگهی های مشابه ای بر روی آگهی شما قرار گیرد  و یا پایان یک ماه رایگان بودن درج آگهی عملا دیده شدن آگهی شما با مشکل مواجه شود میتوانید با پرداخت هزینه ای اصطلاحا آگهی خود را نردبان کنید و دوباره آنرا به بالای لیست فروش در سایت منتقل کنید همچنین میتوانید آگهی خود را از نوع ویژه انتخاب کنید و با درج ستاره در کنار آگهی خود توجهات بیشتری را به سمت آن جلب نمایید. این سایت در حال حاضر دو اپلیکیشن برای گوشی هایی با پلتفرم اندروید و ای او اس منتشر کرده که کاربران با استفاده از این اپ ها میتوانند کالای مد نظر خود را بدون مراجعه به سایت خریداری نمایند. شیپور نام دیگر سایتی است که کاری مشابه سایت دیوار را انجام میدهد.

  • ارائه خدمات تراکنش های مالی

فینتک ها نقش یک واسط بین خریدار و فروشنده را دارند و به کمک بستر امن خود می توانند خریدی راحت و آسان را برای مشتریان شما رقم بزند. ارائه انواع درگاه های واسط بانکی ، خرید های بین المللی و شارژ کارتهای بین المللی مانند پی پال و مستر کارت از مهمترین خدمات این استارتاپ ها می باشد . از نمونه های موفق ایرانی می توان به زرین پال و پیمنت 24 اشاره نمود .

زرین پال با حدود یک میلیارد تومان تراکنش در روز حدود نیم تا یک درصد کارمزد می گیرد که حداقل روزانه 10 میلیون تومان درآمد دارد؛ بر این اساس  ماهانه بیش از 300 میلیون تومان و سالانه 3.6 میلیارد درآمد و با توجه به پرسنل 30

نظر بدهید